|
نوشته شده توسط مدیریت
|
|
پنجشنبه ، 2 مهر 1388 ، 15:22 |
شهيد بزرگوار اکبر ابراهيم زاده در دوم تيرماه سال 1343 در بخش کلاچاي از شهرستان رودسر در خانواده اي کشاورز و متدين متولد گشت. و تربيت اسلامي او در خانواده باعث شد زود در مسيري گام نهد که علماي اسلامي علي الخصوص مرجع جهان شيعه حضرت امام خميني (ره) رهنمود مي فرمودند. و با الگو پذيري از مرجع و مولايش در مبارزات عليه نظام ستم شاهي و با حضور در تظاهرات و توزيع نوار و پوسترهاي حضرت امام خميني (ره) نقش ارزنده اي ايفا نمود، و در اين رابطه بارها توسط ماموران رژيم مورد ضرب و شتم قرار گرفت. با وجود سن و سال کم خود بسيار متدين و دلير و شجاع بود و براي رسيدن نيل به اهداف والاي انقلاب اسلامي بي مهابا تلاش مي نمود. با ورود حضرت امام خميني (ره) به ميهن و پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي و براي حفظ و حراست از ارزشهاي مقدس نظام جمهوري اسلامي از هيچ کوششي فرو گذار نبود. او با تشکيل انجمن اسلامي و کتابخانه گام فرهنگي بزرگي نهاد و با تشويق و ترغيب نوجوانان و جوانان به حضور آنان در اين جمع و شرکت در کلاسهاي فراگيري قرآن و احکام و عقايد بسيار در هدايت آنان زحمت کشيد. با تشکيل ارتش 20 ميليوني به فرمان حضرت امام و تاکيد معظم له براي عضويت در اين نهاد مقدس ، شهيد اکبر ابراهيم زاده عاشقاته به عضويت اين نهاد مخلص و جوشيده از متن جامعه اسلامي در آمد و در دوره هاي مختلف بسيج شرکت کرد و در نگهباني و پاسداري و محافظت از کوي و برزن شهرستان رودسر و کلاچاي نقش موثري ايفا نمود. اين جوان وارسته که پوشيدن جامه سبز، سرخ قامتان سپاه و خدمت مخلصانه در اين نهاد انقلابي را در سر مي پروارند به عضويت سپاه پاسداران رودسر در آمد و بدينسان خود را آماده نوشيدن شهد شيرين شهادت نمود ، او لباس سبز سپاه را بسان کفن بر پيکرش مي ديد و هميشه آماده لبيک گويي به نداي خداوند سبحان بود. در مدت زماني که عوامل فريب خورده شرق و غرب چشم و گوش بسته اوامر استکبار جهاني را در غالب چريکهاي فدايي خلق و مجاهدين خلق، در صدد تاخت و تاز ميهن اسلامي از قبيل رعب و وحشت و ترور و تخريب تاًسيسات و امکانات خدماتي و عمومي و دولتي و با اهداف دلسرد کردن و نابودي از حکومت نوپاي اسلامي و گرايش به سمت و سوي آمريکاي و شوروي برآمدند. شهيد بزرگوار به اتفاق همرزمانش در مقابل دشمنان اسلام سينه سپر کردند و با ايثار جان و قهرمانانه در مقابل همه جريانات مقاومت ايستادگي کردند و همه آنان را به زباله دان تاريخ ريختند. با مکر و حيله جديد شياطين، که همان شروع جنگ تحميلي در غالب حکومت بعث عراق به ميهن اسلامي بود سوي جبهه هاي جنوب و غرب کشور هجرت نمود، و با دشمنان متجاوز در عملياتهاي مختلف نبرد سختي داشت، که سرانجام در تاريخ 4/4/1366 در عمليات نصر 4 در ماووت عراق پس از رزمي بي امان با دشمنان بعثي به آرزويي ديرينه اش رسيد و شهد گواراي شهادت را سر کشيد. |
|
|
نوشته شده توسط مدیریت
|
|
پنجشنبه ، 2 مهر 1388 ، 15:17 |
 شهيد والامقام ، سرتيپ دوم پاسدار ، سردار شهيد عليرضا خلوص دهقانپور در سال هزار و سيصد و سي و هشت در روستاي ازگم شهرستان صومعه سرا از يک خانوادهً مذهبي چشم به جهان گشود . وي ضمن تحصيل جهت کمک به خانواده در امر کشاورزي زحمات طاقت فرسايي را متحمل مي شد تا باري از دوش خانواده بردارد . عليرضا از همان دوران نوجواني پر جنب وجوش و چابک و نيرومند و در عين حال بسيار موًدب و مقيد به مباني حيات بخش اسلام بود . اين جوان دلاور اسلام ، در دوران حيات پر بارش هر گاه در گوشه و کنار کشور احساس نياز به حضورش مي کرد، بدون درنگ در آنجا حاضر وبا ايثار جان نقش آفريني مي کرد . ايشان در دوران مبارزه مردم مسلمان ايران، با حکام زور و ستم نقش بسزايي داشت . و در زمان تحرکات سر سپردگان شرق و غرب علي الخصوص گروهک منافقين با حضور شجاعانه خود عرصه را برآنان تنگ کرد و خاري در چشم دشمنان قسم خورده اين آب و خاک بود . با آغاز جنگ تحميلي دشمنان بعثي ، پس از فراگيري آموزشهاي رزمي و تاکتيکي لازم، راهي جبهه هاي نبرد حق عليه باطل شد . شجاعت و دلاورهاي وي در حملات نظر فرماندهان مافوق را به خود جلب کرد و به عنوان فرمانده گردان ميثم برگزيده شد وي در عمليات کربلاي 2 که( 60) شصت ساعت در معاصره دشمن قرار گرفته بودند، توانست با تهور و دلاوري و تدبير خاصي کليه نيروهاي تحت امرش را از محاصر دشمن بعثي در آورد . او در عمليات رمضان بشدت مجروح گرديد و علي رغم ميل باطني اش براي مداوا در بيمارستان بستري شد، ولي روز بعد با لباس بيمارستان و بدون رضايت پزشکان و دور از چشم کادر درمان آنجا را ترک نمود و به سوي ميعادگاه عاشقان (جبهه) شتافت . وي همانطور که در رزم با دشمن متخاصم و سرسپرده گان شرق و غرب همواره در نبرد و مبارزه بود، در تقويت ابعاد معنوي و وجودي خويش نيز با تلاوت روح بخش قرآن مجيد ، اقامه نماز اول وقت ، برپايي نماز شب ، دوستي و عشق ورزيدن به ائمه اطهار عليه السلام همتي وافر داشت . شهيد خلوص انسان خالص ، وارسته و رئوفي که کمتر حرف مي زد و بيشتر عمل مي نمود، جوان پاکي که همواره دائم الوضو بود و در بين جوانان و نوجوانان و حتي کودکان از محبوبيت و احترام ويژه اي برخودار بود و از مصاديق (( اشداء علي الکفار و رحماء بينهم )) بود که دوستان از ديدارش خشنود و شادمان و کفار از ديدنش ناخشنود و مايوس مي شدند. وي در سال 61 به سنت ديرپاي محمدي (ص) با خانواده اي مذهبي وصلت نمود که ثمره اين پيوند مقدس دو فرزند يکي پسر و ديگري دختر ( آقا اسماعيل و زينب خانم ) مي باشند که از زندگي مشترک ايشان به يادگار ماند . سرانجام اين سردار غيور ميهن اسلاميپس از سالها مجاهدت و مبارزه در راه حق و نبرد در ميادين رزم در تاريخ 25/3/67 در ارتفاعات غرب کشور در منطقه ماهوت قله قاميش به شهادت رسيد و مفقودالجسد گرديد . و اينک سالها از هجرت و شهادت مظلومانه عليرضا خلوص مي گذرد و ما مانديم و خاطره جانسوز آن سلحشور آن راد مرد و حماسه آفرين جبهه هاي نبرد ، آن پاسدار عاشق و سرافراز و آن فرمانده رشيد اسلام . |
|
نوشته شده توسط مدیریت
|
|
پنجشنبه ، 2 مهر 1388 ، 15:15 |
شهيد حسن رضوانخواه در اول مهر ماه سال هزار و سيصد و چهل و چهار دريک خانواده مسلمان و مذهبي در دهستان گلسفيد شهرستان لنگرود ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در دهستان گلسفيد با موفقيت کامل پشت سر گذاشت و به دليل علاقه شديد به رشته مهندسي عمران و آرزوي تحصيلات عالي در رشته مورد علاقه خود در مقطع متوسطه رشته فني راه و ساختمان را انتخاب نمود . با پيروزي جمهوري اسلامي وي وارد سن نوجواني شده بود و براي حفط و حراست از نظام مقدس انقلاب اسلامي ابتدا وارد بسيج سپاه شد و در آنجا تلاش و فعاليت مي نمود. سال دوم دبيرستان او مصادف با شروع جنگ تحميلي دشمن بعث عراق بود . شهيد حسن رضوانخواه که جواني متعهد دلاور و با ايمان بود ، براي دفاع از کيان امت اسلامي و پايداري از نظام مقدس انقلاب اسلامي درس و مدرسه را با همه عشق و علاقه رها مي کند و جزو اولين پيش قراول بسيجي وارد منطقه عملياتي سر پل ذهاب مي شود . در حاليکه فاقد تجهيزات نظامي بودند ، ليکن اين رزمنده غيور و شجاع اسلام دليرانه با کمترين امکانات جنگي از ميهن اسلامي پاسداري و دفاع نمود. حسن رضوان خواه در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران شهرستان لنگرود درآمد و لباس سبز را بر قامت رشيد خود کرد و بر قامت زمانه ايستاد . و دوره هاي ويژه آموزش نظامي را سپري کرد . نخست به عنوان مسئول گشت و مدتي هم مسئوليت يگان حفاظت به عهده اش گذاشته شد. شهيد رضوانخواه بخاطر لياقت و شايستگي و تهور و چابکي که داشت به عنوان مسئول عمليات سپاه پاسداران شهرستان لنگرود انتخاب شد . همچنين در سمت مسئول آموزش و اطلاعات مدتي خدمت کرد. سپس مسئوليت جانشين گردان رزمي لشکر 25 کربلا را بر عهده گرفت و پس از شش ماه رشادت و دلاوري و نبرد پاسداري در اين پست به عنوان جانشين گردان رزمي حضرت رسول (ص) لشکر 25 کربلا معرفي شد . پس از تفکيک سپاه ناحيه سه گيلان و مازندران و تشکيل تيپ ويژه قدس از طرف سپاه پاسداران گيلان ، شهيد رضوانخواه به فرماندهي گردان کميل تيپ ويژه قدس گيلان معرفي شد . سرانجام اين فرمانده شجاع 21 ساله که سرشار از شوق شهادت و وصال معبودش بود در10/6/65 در عمليات کربلاي 2 در منطقه عمومي حاج عمران به مقام والاي شهادت نا ئل شدو به رهروان امام حسين (ع) پيوست و سعادتمند در دو جهان گرديد . |
|
|
|
|
<< شروع < قبلی 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 17 از 26 |